الشيخ المنتظري

642

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و بكش بكش و فشار در اين شهر وجود داشت . حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به عنوان پيش گويى شهر كوفه را مخاطب قرار داده و فرموده اند : اى كوفه ! مثل اين كه تو را مى بينم كه مانند چرم عكاظى مى كشند و تحت فشار قرار مى دهند . « تُعْرَكِينَ بِالنَّوَازِلِ ، وَتُرْكَبِينَ بِالزَّلاَزِلِ » ( از پيشامد حادثه ها پايمال مى شوى ، و جنبش ها بر تو وارد مىشود . ) « تُعركين » از مادّه « عرك » به معناى محلّ تاختوتاز قرار گرفتن است ; يعنى به تو هجوم مى آورند . « نوازل » جمع « نازلة » به معناى حادثه است ; يعنى با تو برخورد تند مىشود . « تركبين » از مادّه « ركب » ، و « زلازل » جمع « زلزلة » به معناى دگرگونى است ; يعنى با تو برخوردهاى تند مىشود ، تو محلّ و صحنه تاختوتاز قرار مى گيرى ; همين هم بود ، يك روز معاويه آمد ، يك روز حجّاج آمد ، ( 1 ) و هر روزى يك كسى مى آمد و كوفه را محلّ هجوم و تاختوتاز خود قرار مى داد . وقتى كه فردى مانند حجّاج وارد كوفه مىشود و صد و بيست هزار نفر از شيعيان حضرت على ( عليه السلام ) را مى كشد ، اين يك زلزله عجيبى است كه مىشود ; بعد مى فرمايند : « وَاِنِّى لَأَعْلَمُ أَنَّهُ مَا اَرَادَ بِكِ جَبَّارٌ سُوءاً اِلاَّ ابْتَلاَهُ اللهُ بِشَاغِل ، وَرَمَاهُ بِقَاتِل » ( و من مى دانم كه هيچ ستمگرى بر تو اراده ظلم و جور نمى كند مگر اين كه خدا او را به بلايى و يا كشنده اى مبتلا مىكند . ) حضرت در ادامه خطاب به شهر كوفه مى فرمايند : اين را هم به تو بگويم ، همه اينهايى كه به تو حمله مى كنند روزى كشته مى شوند « ما اراد بك جبّار سوءاً » هيچ جبّار و ستمگرى نسبت به تو اراده بد نمى كند « الاّ ابتلاه الله بشاغل » مگر اين كه خداوند او را به يك گرفتارى مبتلا مىكند « و رماه بقاتل » و كسى را مأمور مىكند كه او را بكشد ; اينجا ابن ابى الحديد پنج شش نفر از اين خلفا و جبّاران را نقل مىكند كه

--> 1 - حضرت على ( عليه السلام ) در خطبه 116 نهج البلاغه از آينده مردم كوفه و حكومت حجاج بن يوسف خبر مىدهد .